جمعه بیست و ششم اسفند 1384
چه شود اگر گذارم سر خود به دوش باران
و بنوشم از لبانش دوسه جرعه از بهاران
بشوم چو لاله در بست ز شراب ژاله سرمست
برسد ندا:بنوش و به بهاریان بنوشان
نوشته شده توسط آیلار در ساعت 10:56 | لینک
|
سه شنبه شانزدهم اسفند 1384

حرف هایی است برای گفتن و حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کس به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد...
نوشته شده توسط آیلار در ساعت 20:37 | لینک
|
چهارشنبه دهم اسفند 1384
در این خاک ،در این مزرعه ی پاک
به جز مهر دگر هیچ نکاریم...
نوشته شده توسط آیلار در ساعت 13:53 | لینک
|
