دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385
شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یکدم بیاسایم زدنیا و شر و شورش
نوشته شده توسط آیلار در ساعت 22:52 | لینک
|
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385
خسته دلان خورشید را سرزنش می کنند.
برای آنها ارزش درخت به سایه است...
نوشته شده توسط آیلار در ساعت 18:27 | لینک
|
پنجشنبه هفدهم فروردین 1385
ژرفای دانش خود را با چوب و ریسمان اندازه نگیرید
زیرا نفس آدمی دریایی است بی کران و بی بن...
نوشته شده توسط آیلار در ساعت 14:50 | لینک
|
سه شنبه هشتم فروردین 1385
شب با گلوی خونین خوانده است دیرگاه
دریا نشسته سرد
یک شاخه در سیاهی جنگل
به سوی نور فریاد می کشد...
احمد شاملو
نوشته شده توسط آیلار در ساعت 13:23 | لینک
|
