پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385
در پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
در پرده سوزم همچو گل،در سینه جوشم همچو مل
من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم
اول کنم اندیشه ای تا برگزینم پیشه ای
آخر به یک پیمانه می،اندیشه را باطل کنم
آنرو ستانم جام را،آن مایه ی آرام را
تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم
روشنگری افلاکیم،چون آفتاب از پاکیم
خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم
دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
چند از غم دل چون رهی فریاد بی حاصل کنم.....
رهی معیری
نوشته شده توسط آیلار در ساعت 15:0 | لینک
|
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385
دوستان عزیزم سلام....
چند وقتیه اصلا حال و حوصله و حتی فرصت آپ کردن ندارم...از این بابت از همه معذرت میخوام.ولی سعی میکنم در اسرع وقت وبلاگو به روز کنم.....
موفق باشید
نوشته شده توسط آیلار در ساعت 15:53 | لینک
|
